
امروز داشتم نظرات رو چک می کردم اسم آقا گرگه به
چشمم خورد با خودم فکر کردم این دیگه کیه ...
وقتی می گن دل به دل راه داره همینه گوشیم زنگ خورد
دوست عزیزم همکلاسی دوران راهنمایی و دبیرستانم صدی که
خیلی دوستش دارم بود یک دفعه جیغ کشیدم وهر دو خندیدیم....
وای چه دورانی بود الان من از او خیلی دورم اون یه
سر دنیا و من یه سر دیگه زمونه ما دو تا رو از هم
دور کرده بدون اینکه فکرش رو بکنیم 
من و صدی خیلی شبیه همیم همه به ما می گفتند شما با هم
خواهرین ....
البته اون از من خیلی خوشگل تره مگه نه صدی جونم ...

اون روزا با هم به مدرسه می رفتیم من همیشه می رفتم
دنبال او اخه خونه اونا تومسیر من بود هر وقت زنگ
در و می زدم صدی می گفت کیه من می گفتم آقا گرگه و
اونم می گفت دستات رو نشون بده ... 
یکروز که من سر موقع همیشگی نرفتم . یک کارگر
(افغانی) زنگ درخونشون و می زنه صدی که مثل همیشه
منتظر من بود بدون اینه بپرسه کیه می گه اقا
گرگه دستات رو نشون بده کارگر بیچاره میترسه می گه من
گرگ نیستم خانم ....
این هم ادرس وبش حتما برید سر بزنید 
http://gypsylove.blogfa.com